امیدوارم که همگی خوب خوب باشید.
خوب بچه ها همونطور که میدونید چند روز پیش تولد برایان بود.
برایان به همراه دلتا وارد Lillies Bordello میشوند و یکدفعه می بیند که دلتا یه جشن غافلگیر کننده براش گرفته و یک سری از آدم های مشهور و دوستان و خانواده هم اونجا جمع اند. اما هیچ کدوم از بچه های وستلایف اونجا نبودند.
او این هم عکسها ی اون شب:
ممنون از تمام دوستان خوب
موفق و پیروز باشید.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(سارا)
اول میخواستم از تمام دوستای خوبمون برای حمایت هاشون تشکر کنم مخصوصا از مهسای عزیزم![]()
.
امروز تولد یه دوست .یه دوستی که همگی میشناسیمش اما شاید تازگی ها از حرفاش یک کم دلگیر شده باشیم. که انشالا به زودی رفع میشه.خدا کنه![]()
اما امروز تولدشه و ما باید همه چیزهای بد رو فراموش کنیم و همه با هم براش ارزوی موفقیت و سلامتی بکنیم
اینم برای برایان عزیزم:
امیدوارم که امسال سال خوبی رو پیش رو داشته باشه و آلبومش حسابی فروش کنه تا روی بعضی ها رو کم کنه. اسپیلبرگ یه نقش خوب بهش بده تا بتونی به جایی که همیشه آرزوش رو داشته برسه. و همیشه سالم و شاد و موفق باشه.
هم خودش هم دختر های خوشگل نازش و هم دلتا و هم تمام طرفداران
انشالا که همیشه موفق و سلامت باشید
انشالا که حال همگی خوبه و ۱۳به در خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و امیدوارم که تا امروز امسال سال خوبی براتون بوده باشد.
خوب بلاخره من تونست چند تا خبر با خودم بیارم
اولی یه مصاحبه است و دو تا دیگه هم هست که در ادامه مطلب براتون میذارم.
چند تا عکس هم هست که مهسا جون
زحمتشون رو کشیده.
امیدوارم خوشتون بیاد
از تمام دوستانی هم که لطف می کنند و نظر میدند ممنون
سالم و موفق باشید.![]()
![]()
![]()
![]()
دوستدار همگی سارا
اول عکسها:




و حالا خبر ها:
ستاره وستلایف مارک فیهیلی دو سال پیش هم جنس باز بودن خودش را اعلام کرد
Sunny Burns: تا الان استرالیا را چطور دیدید؟
مارک: استرالیا تا الان عالی بوده. ما به Perth رفتیم و چند روزی را در آفتاب سپری کردیم.اما به خاطر اجرای چند برنامه مجبور شدیم از جایی به جای دیگه بپریم.
Sunny Burns: شما دو سال پیش همجنسباز بودنتان را اعلام کردید. مرحله بزرگی بود؟
مارک: آن زمان خیلی خیلی بزرگ بود, من خیلی خوش شانس بودم که از حمایت تمام اعضای خانواده, گروه و طرفدارانم برخوردار بودم. از آن موقع به بعد همه چیز آرام گرفت.اگه راستش را بخواهید منم همین را میخواستم .من میخواستم این را اعلام کنم و بعدش همه چیز تمام بشه. هر چی هیاهو کمتر بهتر.من میخواستم این پیغام را بدم که هم جنس باز بودن اشکالی نداره.
Sunny Burns: چطور شد که این را اعلام کردید؟
مارک: این جریانی بود که من احتیاج داشتم جمع و جورش کنم و دیگه نمیخواستم پنهانش کنم. در تمام زندگی من هیچگونه افسردگی یا همچین چیزهایی وجود نداشته. در آن زمان یک سری عوامل به وجود آمدند و دست در دست هم دادند و من هم چون خیلی در گروه سرم شلوغ بود زمانی برای فکر کردن راجبشان نداشتم, وقتی کار کمتر شد فهمیدم که یک قسمت از زندگی ام را گم کردم.
Sunny Burns: آیا خانواده ات و اعضای گروه قبلا این را میدانستند ؟
مارک: خانوده و دوستام قبلا میدونستند.من همچنین خیلی قبل از اینکه به همه اعلام کنم به بچه های گروه گفته بودم . آنها باهاش مشکلی نداشتند.
Sunny Burns: آیا شما دوست پسر دارید؟
مارک: من دوست پسرم Kevin McDavid رو2 سال پیش دیدم.اون هم دریک گروه پسرانه به نام 7 بود.
Sunny Burns: آیا او هم دلیل دیگری شد برای اعلام همجنس باز بودنت؟
مارک: بله.من نمیخواستم با کلاه به سینما یا رستوران برم و نگران مردم باشم که منو می بینند و انکار کنم از این که اون شخص من بودم.پس سعی کردم که آنرا در نطفه خفه کنم و یک رابطه را شروع کردم و به همه اعلام کردم . همانطور که میخواستم شد.
Sunny Burns: چطور کوین را دیدید؟
مارک: ما یک کنسرت خیرخواهانه در دوبلین داشتیم و آنجا همدیگه را دیدیم. هیچکداممان در آن زمان به طور مشهود هم جنس باز نبودیم و نمیدانستیم که هردومان هم جنس باز هستیم. این خیلی جالب بود.ما با هم ارتباط برقرار کردیم و خیلی با هم جور شدیم.
Sunny Burns: ادامه رابطه تان چطور است؟
مارک: خارق العاده است. ما دومین سالگردمان را در آخر ژانویه داشتیم. به یک کنسرت خیرخواهانه رفتیم جایی که برای اولین بار همدیگه را دیده بودیم و تمام شب را جشن گرفتیم.
روز بعد پنت هوس و سگ را اجاره دادیم. و تمام روز را خندیدیم و تلویزیون تماشا کردیم و از سرویس اتاق استفاده کردیم
(این تیکه احتیاج به توضیح داره" مارک و کوین برای سالگردشان یک پنت هوس و یک سگ خریده بودند و روز بعد را به هتل مایامی رفتند ")
خیلی خوب بود. ما همچنین یک خونه در لندن با هم داریم. کوین قطعه گمشده من است که برای مدت زیادی آنرا گم کرده بودم و همان چیزی است که من همیشه آرزوی داشتنش را داشتم و الان دارمش. اون بهتر از اونی که من فکرش را میکردم.
Sunny Burns: آیا شما کاری برای Mardi Gras میکنید؟
مارک: نه چون ما اجراهایی در Melbourne و Brisbane داریم. من پارسال آنجا بودم.تقریبا از اول تا آخر. من رژه را دیدم. آن یکی از بهترین شب های زندگی من بود. این بار به زور از دست دادیمش.این خیلی ناامید کننده بود. از اینکه تو تونستی به Mardi Gras بری حسودی ام میشه.
ادامه مطلب
نظراتتون رو تو پست قبلی بزارین لطفا چون این فقط یه چیزی واسه افزایش اطلاعات عمومی شماست
ادامه ی مطلب خیلی جذابه بخونین!
ادامه مطلب
سلام سلام عيد همگي مبارك....
ببخشيد معذرت ولي چون ممكنه هر لحظه مامانم برسه سريعتر ميرم سراغ اصل مطلب
يه مصاحبه از پسر گل قند عسلم توي مجله ي تور 2007 : (به همراه عكس خود مجله خودم اسكنيدم!) اين مصاحبه رو بخونين واقعا كه خوش به حال بعضي ها! خدا مارك بده!
مارك
-بهترين اتفاقي كه در سال 2006 برات افتاد چي بود؟
= من و كوين يه سگ خريديم،يه سگ دختر اسمشم Saffy گذاشتيم مثل اسم اون دختره تو فيلمه Ab Fab ..ميدونين خوبه كه يه زن هم اطراف خونمون حضور داشته باشه !
-بيشترين چيزي كه در سال 2007 انتظارشو ميكشين چيه؟
=يه تعطيلات خوب توي تابستون، بعد از ظهر هاي بلند تابستون ،همه چيز الان براي من توي تابستون خلاصه ميشه (خوش به حالت ما كه ميريم پيش دانشگاهي تازه اول بدبختيه!)
-بزرگترين خوشگذرونيت چيه؟
=ميشه گفت بعضي از چيزهاي هنريي كه ميخرم و رفتن به تعطيلات هاي عالي وقتي نياز بدونم !
-بزرگترين ترست از چيه؟
=من هنوزم نميتونم باور كنم كه جني باند تو مجموعه ي تلويزينيونيه I'm a Celebrity توي يه تابوت با يه عالمه خفاش گير كرد ولي باهاش كنار اومد ...اين يكي از ترس هاي بزرگ منه !
-بهترين آلبوم با شعر الآن در نظرت چيه؟
=من Amy Winehouse رو واسه ي سالها دوست داشتم و هميشه به بچه ها در بارش ميگفتم ولي اونها گوش نميدادن_خوشم مياد كه هميشه درست ميگم!_من Chart و پاپ و راك و كلوب ميوزيك رو دوست دارم ولي بيشتر اوقات به كلكسيون خودم از iPod گوش ميديم كه واقعا از بقيه متمايزند.
-غذاي مورد علاقه ات در حال حاضر چيه؟
=من سوشي دوست ندارم ولي يو سوشي ! با مرغ و گوشت گاو درست ميشه كه عاليه! اگه شما واقعا گرسنه باشين ميتونين برين اونجا و 2 ثانيه بعد دارين غذا ميخورين ! غذاي ژاپني و هرچيزي كه مامانم![]()
يا كوين
درست كنن عاليه ! (الهي مادر فدات شه!)
-آخرين چيزي كه خريدي چي بوده ؟
=يه عالمه هديه واسه كوين
، چون كريسمس ، ولنتاين ، سالگردمون و تولدش بود تازگي ها واقعا لوسش كردم ! و تقريبا 5 جفت كفش واسه خودم واين در صورتيه كه من حتي خريد كرد رو دوست هم ندارم !
-چه چيزيه كه شما هيچ وقت بدون اون سفر نميكنين ؟
= تلفنم و كارت اعتباريم هم هميشه در اين مواقع همراهمه!
-مكان محبوبتون براي گذروندن تعطيلات كجاست؟
=من سفر به آمريكاي جنوبي و نيويورك رو دوست دارم . من يه چند باري اونجا بودم ،جنبش و تحرك اين شهر رو دوست دارم .
-قهرمانت كيه؟
=توي دنياي موسيقي فكر ميكنم استيو واندر و پرينس . اونها استاندار رو براي هر كس ديگري تعين كردنو در هر موزيسيني كه فكرشو بكنين طراوت و نشاط بوجود آوردن ، همينطور پدر و مادرم و دكتر ها و كادر بيمارستان ! من يه عالمه قهرمان دارم!
-دوست داري جواب چه سوالي رو آلان بدوني؟
= "شماره هاي برنده تو قرعه كشي هفت ي ديگه چندن؟"
-بزرگترين آرزوت در حال حاضر چيه ؟
=فقط اينكه همينطور خوشبخت بمونم! شما ميتوني همه چي رو تو دنيا داشته باشي ولي اگه خوشحال نباشي هيچ ارزشي نداره !
-اگه در وستلايف نبودي چي كار ميكردي؟
=يه چيزي مربوط به هنر ! سخته كه بگم!
-بهترين هديه اي كه يكي ميتونه برات بخره چيه ؟
=نمي دونم ! ترجيح ميدم سورپرايز شم !
-تو خودت رو چي جوري توصيف ميكني؟
=دودل ، خالص و غير قابل تحمل (=ريده)توي بيدار شدن تو صبح ها .
-يه چيز درباره ي خودت بگو كه ما نميدونيم :
-خوشبختانه من بر ترسم از پرنده ها غلبه كردم ! هفته ي پيش يه طوطي رو شونم گذاشتم !
خوب اينجا ميخوام يه چيز يونيك بزارم..نقل قول هاي خنده دار وستلايفي ها ..خدا كركر خندن اينها!
Q: "Who is the woman of the year 2005 for you personally?"
Nicky: "Shane!"
Are you married?
Shane: "I'm married, ja."
Nicky: "So do I, but not each other!"
Shane: "Yeah, not each other!"
Kian: "Uhh... big suprise!"
Nicky: "We broke up..."
So are you guys in love?
Shane: "Yes, I'm in love... with Nicky."
If Louis Walsh phoned up tomorrow and said, you have to split up in dramatic disarray, what would you like to do best?
Nicky: "Two of Westlife get married. To each other!""
شايد اينجا منظور مارك رو متوجه نشين اون ميخواسته بگن خوب بچه ها داستان چيه ؟ كه گفته خوب داستان بچه ها چيه؟
Mark: Alright story, whats the folks? (Gotta love that one!)
Nicky: "Me and Shane are the real men in this band, the others just try to catch up نه بابا!
Mark:" The video for If I Let You Go still confuses me. "I never understood what the men were building - some sort of flagpoles maybe - I really don’t have a clue!."
Shane: I've been thinking about doing it, marrying a horse. We'd have a 'stable' relationship ..
نيست الان خيلي زنش با اسب فرق داره !!.
Mark: Lets all go to bed now together ......
folks: ookay loooooool
Mark: NOOOOOOOOOOOOOO sleeep SLEEEEEEEEEP
Mark: .. Another year and then botox (to nicky)
Mark: yeah a poor mans David Beckham(on nicky) loooool
اينو بخاطر اين گفته كه ميگفتن نيكي شبيه ديويد بكهامه!
Interviewer: Is Kevin your first boyfriend?
Mark: Yeah he is.
Nicky: I thought i was your first?
Mark: Sorry, apart from Nicky!
اين خدايي خيلي باحال بود ايول نيكي!
It's about a guy that's been fooled again and he can't believe that he's the fool again cause he was the fool before and now he's the fool again…!" (Mark explains "Fool Again")
خوب واقعا معذرت كه دير آپ كردم اين به احتمال زياد آخرين آپه منه
...خدا كنه كه خوب و خوش باشين و با وستلايف حال كنين واسه منم دعا كنين كه رتبه ي زير 100 بيارم تا ايشاالله تابستون 87 دوباره در خدمتتون باشين ... عيد همتون مبارك (حالا اگه جو گرفت يه بار ديگه هم اپ كرديم يقه ي مارو نگيرين!
)
اينم چندتا عكس: این دوتا عکس رو کوین گرفته :
![]()
![]()











